رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

نی نی پارتی خونه خاله حدیث

١٠ تیر ماه ١٣٩٢ امروز هم خونه خاله حدیث دعوت بودیم که کلی بهمون خوش گذشت. هرچند که انگار بمب اتم خونه خاله حدیث منفجر شده بود اما خیلی خیلی خوش گذشت. خاله نیر هم که از ارومیه اومد و من برای اولین برا دیدمش .همینطور آزاده عزیزم . خاله حدیث جوون ممنونیم اینم عکس ها: اینجا حاضر شدیم که بریم و منتظر آقای آژانسی عاشقتــــــــــم با این ژست خنده الکی ات مشغول پفیلا خوردن:البته اون قاشقه که دست رادینه یه بار کار دست آرتین بیچاره داد چه عروسک خشگلی..... اِ اِ .این چیه تو گردنش؟ چقدر آشناست!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟...... به به پستونکه... ببینم چه مزه ایه!؟. اینم عشق منه که تازه آخراش یه کم آروم شده بود اینم ع...
29 تير 1392

عکسهایی با عناوین مختلف

اینم چندتا عکس که همه هم با تاخیره این عکس رو با کلاه مهدی (پسر عموی من ) که الان سربازه انداخته البته دیگه 31 تیرماه به امید خدا تموم میشه سربازیش. اینم مدل تی وی دیدن آقا پسر... این عکس رو هم تو قم ازش انداختیم.کلی با مقنعه کیف کرد.(فضا روحانی بود جوگیر شدیم سر پسرمون مقنعه کردیم) رادین داشت با تفنگش بازی میکرد...... یهو ذوق زده شد پرتش کرد هوا و تفنگه افتاد رو سنگ و اینطوری شد..... کلا که خیلی خیلی شیطون شده.اما بازم ما عاشقتیم     ...
29 تير 1392

نی نی پارتی خونه خاله مریمی مامان هانا جوون

با کلی تاخیر بالاخره آپ کردم.ببخشید مامانی تو این چند روز مشغول کارای عقب افتاده بودم که بالاخره طلسمشوون شکست و انجام شد البته هنوز کلی دیگه مونده 5شنبه 23 خرداد خونه خاله مریمی مامان هانا جوون دعوت شدیم . صبح که با باباجون رفتیم بیرون و ظهر هم اومدیم و با کلی بدوبدو حاضر شدیم و رفتیم دنبال خاله حدیث و خاله سیما.البته شما کل مسیر رو خواب بودی و وقتی رسیدیم تازه بیدار شدی و دیگه یه کم بدخواب شده بودی و چسبیدی به من. خلاصه بعدش بقیه خاله های نی نی سایتی هم اومدن و شما هم یواش یواش خوابت پرید و مشغول بازی شدی. به من که خیلی خوش گذشت .کلی هم دلم برای دوستام تنگ شده بود. مریمی جوون ممنونم اینم چندتا عکس از اون روز وای که چقدر ای...
6 تير 1392
1